انتخاب کلمات مناسب در ترجمه انگلیسی به فارسی بسیار مهم است .از موارد مهم در زمینه ی انجام دادن ترجمه ترجمه انگلیسی به فارسی انتخاب کلمه ی مناسب در مجموعه ی لغت های انگلیسی که به مفهوم مورد نظر نزدیک باشد بسیار مهم می باشد

در زبان انگلیسی، برای اشاره نمودن به مفاهیم از کلمات گوناگونی استفاده می‌شود که هر یک دارای تفاوت‌های ظریفی هستند. گروه ترجمه ی پویا وب با رعایت این موارد در تلاش است تا ترجمه‌های معتبری در زمینه ی ترجمه فارسی به انگلیسی و ترجمه انگلیسی به فارسی به مشتریان خود ارائه نمید . در ادامه به برخی از این موارد اشاره می‌شود.

Ago, Before, Previously

زمانی از ago استفاده می‌کنیم که بخواهیم زمانی گذشته از چیزی که اکنون اتفاق افتاده باشد را توصیف نمائیم. نباید از حروف اضافه‌ای نظیر at، in، on و ... قبل از ago استفاده نمود. همچنین نباید since و befor را قبل از آن به‌کار برد. در جمله‌ای که از ago استفاده می‌شود، باید فعل آن در زمان گذشته ساده و نه گذشته کامل باشد.

I saw her a few minutes ago.

They first met fifteen years ago (NOT at/in fifteen years ago).

I came to the USA two months ago (NOT since/before two months ago).

I started (NOT I've started) a new job a few weeks ago.

وقتی از before استفاده می‌شود که بخواهیم زمانی گذشته‌تر از آن‌چه در گذشته اتفاق افتاده باشد را توصیف نمائیم. به عبارت دیگر، before یک مرحله از ago عقب‌تر است.

We went to the same hotel where we stayed two years before.

از Previously به شیوه‌ی مشابه با before استفاده می‌شود. اما این کلمه حالت رسمی‌تری دارد.

The meeting was a follow-up to one that had been held four days previously.

Big, Large, Great

وقتی از big و large برای توصیف بزرگ بودن استفاده می‌کنیم، باید توجه داشته باشیم که large کمی رسمی‌تر از big است و بیشتر در نوشتار کاربرد دارد. همچنین large با شمارنده‌هایی نظیر number و amount همراه می‌شود.

A big lunch!

A large house

Large amounts of money

A large proportion of the students

از great معمولا برای توصیف بزرگی اندازه استفاده نمی‌شود. اما در ادبیات نوشتاری برای نشان‌دادن عظمت و تاثیرگذاری مفاهیم به‌کار می‌رود.

The grass had reached a great height.

A great deal of money

ترجمه انگلیسی به فارسی

Customer, Client, Patron, Shopper, Consumer

تمام این کلمات با مفهوم خریدار و مشتری در ارتباط هستند. اما تفاوت‌های ظریفی در کاربرد و ترجمه آن‌ها وجود دارد. در بین این کلمات customer از همه پر کاربردتر است و به کسی گفته می‌شود که از فروشگاه خرید می‌کند یا  برای برخورداری از خدمتی (مثلا مسافرت با قطار) هزینه می‌نماید.

A customer came in and bought several jackets.

Customers are advised that the next train is delayed.

از client برای توصیف کسی که برای برخورداری از یک خدمت هزینه می‌کند، استفاده می‌شود.

َA hairdresser and her clients

به کسی که مشتری همیشگی یک رستوران یا کافه باشد و آن‌جا غذا بخورد، patron گفته می‌شود. این کلمه مناسب‌تر و رسمی‌تر از کلمه عام customer است.

Patrons are asked to refrain from smoking.

به مشتریان فروشگاه‌ها و مغازه‌ها نیز shopper می‌گویند.

The street was crowded with shoppers.

زمانی که بخواهیم در مورد مسائل اقتصادی و حقوقی درباره مصرف‌کننده و خریدار استفاده‌کنیم به‌جای تمامی این کلمات از consumer استفاده می‌نمائیم.

Consumers have a right to know what they are buying.

Direct, Take, Guide, Lead

در این بخش به تفاوت‌های ظریف افعال فوق در معنی «نشان دادن مسیر» پرداخته می‌شود. اگر به کسی مسیر رسیدن به مقصدی نشان داده شود، اما با آن شخص هم‌راهی نگردد، از direct استفاده می‌شود. همچنین برای قرار دادن یک شی در مسیر خاص نیز از direct استفاده می‌گردد.

He directed me to a hotel near the airport (NOT He guided me to a hotel near the airport).

He pointed the gun at the policeman (NOT He directed the gun at the policeman).

برای نشان دادن مقصد و مسیر، درحالی که فاعل همراه کننده باشد، می‌توان از یکی از افعال take، guide یا lead استفاده نمود. اما از guide بیشتر برای کمک به شخصی در مسیرهای دشوار و از lead بیشتر زمانی استفاده می‌شود که شخص نشان‌دهنده مسیر، پیشرو باشد.

I'll take you to the airport.

They guided me through a maze of one-way streets.

The waiter led us to a table.

Excuse Me, Pardon Me, Beg Your Pardon, Sorry

در نگاه اول تمامی عبارات فوق عمل معذرت‌خواهی را تداعی می‌کنند، اما باید توجه داشته باشیم که excuse me بیشتر در آمریکا و pardon me بیشتر در بریتانیا کاربرد دارد. همچنین sorry معذرت‌خواهی شدیدتری است که در قبال انجام اعمال اشتباه بیان می‌گردد. اما از دو اصطلاح قبل، بیشتر برای بیان شرمندگی از کارهایی که کاملا مودبانه نیستند، استفاده می‌گردد. اعمالی مثل مزاحم خلوت کسی شدن، یا پرسیدن سوالی از کسی، ترک یک جلسه برای مدت کوتاه، سرفه کردن و از کنار کسی گذشتن از مواردی است که با excuse me یا pardon me همراه می‌گردد. در آمریکا برای نشان‌دادن عدم درک، یا نشنیدن یک گفتار طرف مقابل، از excuse me استفاده می‌شود، در بریتانیا همین حالت با pardon همراه می‌گردد.

Excuse me, do you know the time?

Excuse me, can I just reach across and get my bag?

Excuse me for a moment while I make a call.

Oh, pardon me, I didn't mean to disturb you.

'You're late.' 'Excuse me?' 'I said you're late.'

'Oh, sorry.'

'My name is Timothy.' 'Pardon?'

اصطلاح I beg your pardon کمی قدیمی شده است و معمولا قبل از اصلاح یک خطای کوچک در صحبت به‌کار می‌رود.

There are 65 - I beg your pardon - 56 students on the course.

A Few, Few, A Little, Little, A Bit, Fewer, Less

تمامی این صفات نیز برای توصیف کم و اندک بودن به‌کار می‌رود، اما در یک ترجمه خوب باید به نقش دقیق هریک از این صفات، توجه کافی نمود.

صفات a few و few قبل از اسامی شمارش‌پذیر استفاده می‌شوند. صفت a few به معنی «تعداد کم» و few به معنی «نه چندان» است و عموما در نوشتار یا گفتار رسمی برای توصیف کم بودن چیزی آورده می‌شود. در گفتار غیر رسمی استفاده از not many متداول‌تر از few است.

It will take a few minutes.

I've got a few friends who live nearby.

Few people would deny her talent.

He has few interests outside his work.

از صفات a little و little برای کلمات شمارش ناپذیر استفاده می‌شود. اولی به معنی «مقداری نه چندان زیاد» است. در زبان گفتار بریتانیایی از a bit به جای a little استفاده می‌گردد. صفت little به معنی «نه چندان» برای موصوف شمارش ناپذیر است و در نوشتار و گفتار رسمی استفاده می‌شود. در زبان گفتاری در این‌مورد بیشتر از not much استفاده می‌گردد.

We still have a little time left.

'Are you tired?' 'A bit.'

I've got a bit of money left.

There is now little hope of success.

There was not much milk left.

صفت برتر از few، fewer و صفت برتر از little، less است. باید توجه کرد، گاهی مردم از less قبل از اسامی شمارش پذیر استفاده می‌کنند، اما بهتر است در این موارد از همان fewer استفاده شود.

Few people have read the book, and even fewer understand it.

We know little about his adult life, and less about his childhood.

A village of fewer (NOT less) than 200 inhabitants

GLEAM, GLINT, GLISTEN, GLITTER, GLOW

از دید یک مترجم غیر حرفه ای، تمام افعال بالا معادل با درخشیدن در فارسی خواهد بود و برای «درخشش و برق زدن» فارسی معادل ترجمه به انگلیسی می‌تواند هرکدام از افعال فوق‌الذکر باشد، اما افعال فوق تفاوت‌های ریزی با هم دارند که در ادامه به آن‌ها پرداخته می‌شود.

برای سطح تمیز و صیقلی که بدرخشد از gleam استفاده می‌شود.

She polished the car until it gleamed.

Gleaming white teeth

از glint برای توصیف فلزات و جواهرات براق که پرتو کوچکی از نور را بازتاب دهند استفاده می‌شود.

Her jewellery glinted in the sun.

برای سطحی که چرب و روغنی یا خیس باشند و درخششی داشته باشند از glisten استفاده می‌گردد.

The wet streets glistened.

از glitter برای اشیایی که به روشنی و تعداد زیادی نقاط نورانی بدرخشد، استفاده می‌شود.

The glittering frost

برای نشان دادن درخشندگی که همراه گرما و نور باشد از glow استفاده می‌گردد.

The coal in the fireplace was still glowing.

Hold, Take/Get Hold Of, Pick Up

تمام این افعال مفهوم برداشتن و نگه‌داشتن دارند که برای یک ترجمه دقیق باید نکات زیر را در تفاوت‌ آن‌ها رعایت نماییم. اولا فعل hold به معنی نگه داشتن هر چیزی به‌طور کلی با دست، دست‌ها یا بازو است.

He was holding a piece of paper.

اگر درباره کسی صحبت کنیم که انگشتان یا دستانش را دور چیزی گرفته و بخواهد آن را برداشته  و نگه‌دارد، از take / get hold of استفاده می‌کنیم.

She got hold of the knife and stabbed him.

اگر برداشتن شی از روی زمین و با دست باشد، معمولا با pick up گفته می‌شود.

I picked up all the toys from the floor.

برای چیدن گُل از زمین از pick تنها به جای pick up استفاده می‌شود.

She was in the garden picking flowers (NOT she was in the garden picking up flower).

Job, Work, Post, Position, Occupation, Profession, Career

تمامی موارد بالا می‌توانند به سادگی به شغل و کار ترجمه شوند. توضیحات ادامه مطلب به شناخت بیشتر این کلمات کمک می‌نماید.

برای شغلی که به طور مداوم معمولا برای شرکت خصوصی یا دولتی برای به‌دست آوردن دستمزد و حقوق انجام می‌شود، job  می‌گوییم.

My last job was with a computer firm.

He finally got a job in a supermarket.

کلمه work عمومی‌تر بوده و به کلیه فعالیت‌های یک فرد چه برای شرکت خاص و چه کار شخصی برای به‌دست آوردن پول اطلاق می‌گردد. همچنین باید توجه داشت برای پرسش از شغل یک فرد نباید از جملاتی نظیر “what is your job?” استفاده کنیم. بلکه این پرسش می‌تواند به صورت “what do you do (for a living)?” باشد.

Will you go back to work when you've had the baby?

I started work when I was 18.

کلمات post و position حالت رسمی‌تری دارند و برای توضیح درباره کار در شرکت و سازمان بخصوص در تبلیغات استخدامی و تغییر موقعیت شغلی به‌کار می‌رود.

This post would suit a recent graduate.

He left last summer for a teaching position in Singapore.

برای نشان‌دادن پیشه یا حرفه منظم یک فرد از قبیل استاد، وکیل یا معلم رانندگی (که با استخدام در شرکت خاص کمی متفاوت است.) از occupation استفاده می‌شود. وقتی درباره خودمان صحبت می‌کنیم، معمولا از این کلمه استفاده نمی‌نماییم.

State your name, age, and occupation in the box below.

I am an accountant. (NOT My occupation is an accountant).

اگر کار، حرفه‌ای و نیازمند آموزش‌های طولانی و خاص باشد، از profession برای توصیف آن استفاده می‌گردد. شغل‌های مانند پزشکی،‌ حقوقدانی یا مهندسی.

Some students enter other professions such as arts administration.

شغلی که شخص، امیدوار است در آینده به آن دست‌یابی داشته باشد را career می‌نامیم.

I'm interested in a career in television.

His career is more important to him than his family.

در ترجمه ی ترجمه فارسی به انگلیسی چگونه کلماتی را باید انتخاب کنیم :

کسانی که در زمینه ی ترجمه ی زبان انگلیسی آشنایی دارند می دانند که چه در زمینه ی ترجمه انگلیسی به فارسی یا در زمینه ی ترجمه فارسی به انگلیسی با کلماتی برخورد می کنند که از نظر لغوی یا آوایی بسیار شبیه اند ولی معنای متفاوتی دارند .در نتیجه ی شباهت این کلمات احتمال اشتباه در استفاده از این کلمات وجود دارد .

با اینکه امروزه اکثر ویرایشگرها نظیر World می توانند غلط­ های املائی را اصلاح کنند  اما این نرم­ افزارها نیز نمی­ توانند چنین کلماتی را برای کاربر تصحیح نمایند. زیرا ظاهر کلمه خالی از اشتباه اما نقش آن در جمله غلط است. در ادامه می­ توانید چند نمونه از این لغات را مشاهده نمائید.

انتخاب کلمات در ترجمه فارسی به انگلیسی

1. Besides or Besides?

Beside: (حرف اضافه) کنار یا نزدیک چیزی یا کسی بودن.

مثال:  John came up and sat beside me.

Besides: (حرف اضافه) (قید) علاوه بر این، گذشته از.

مثال: (قید) I need the money. And besides, when I agree to do something, I do it.

مثال: (حرف اضافه) People choose jobs for other reasons besides money.

2. Experiment or Experience?

Experiment: (اسم) آزمایشی که برای تعیین صحت و سقم یک ایده به­ کار می رود. آزمون علمی تحت شرایط معین روی یک شی مشخص.

مثال: Many small birds guide themselves by the stars, as has been verified by experiment.

Experience: (اسم) دانشی که از انجام یک کار یا تجربه ای که در طی دوره­ ای از زندگی به­ دست می­ آید.

مثال: You've got a lot of experience of lecturing.

Being a parent isn't easy, as I know from experience.

3. Clothes or Cloths?

Clothes: (اسم) لباس و پوشاک.

مثال: I enjoy shopping for new clothes.

Cloths: (اسم) پارچه ای است که برای دوختن البسه به کار می رود.

مثال: A dress of the finest silk cloth

4. Shadow or Shade?

این دو کلمه به­ ظاهر در فارسی یک معنی (سایه) دارند. تفاوت ظریف این دو کلمه در جمله مشخص می­شود.

Shadow: (اسم) سایه ای که در اثر تابیدن نور خورشید بر شی یا کسی ایجاد می­ شود.

مثال: She saw his shadow on the wall.

Shade: (اسم) محیط خنک و تاریک­ تری که انسان را در برابر نور خورشید حفظ کند.

مثال: Let's eat our lunch in the shade.

5. Last or Latest?

Last: (صفت) آخرین و نهایی. یعنی موصوف مورد نظر ادامه­ ای نخواهد داشت.

مثال: I took the last train to New York.

Latest: (صفت) جدیدترین و تازه­ ترین.

مثال: His latest film is one of the funniest he's ever made.

6. Lose or Loose?

Lose: (فعل) معانی مختلفی دارد از جمله «گم کردن» یا «جا گذاشتن».

مثال: I've lost the tickets for tonight's show.

Loose: (صفت) شُل، گشاد، آزاد و لق. این کلمه معانی مختلف بسیاری دارد که البته هیچ کدام از آن معانی، به Lose شبیه نیست!

مثال: His tooth feels very loose.

Your trousers are very loose!

7. Some time or Sometimes

Some time: (قید) یک موقعی. برای اشاره به یک زمان در آینده نامشخص استفاده می­ شود.

مثال: Let's meet for coffee some time.

Sometimes: (قید) انجام گاه به گاه و غیر منظم کاری.

مثال: Sometimes, Grandma would tell us stories about her childhood in Italy.

8. Fell or Felt

Felt: (فعل) شکل گذشته فعل Feel.

مثال: I felt like I'd really achieved something.

Fell: (فعل) شکل گذشته فعل Fall.

مثال: The book fell from his hands.

9. Dessert or Desert

Desert: (اسم) بیابان، منطقه خشک، کویر

مثال: This area of the country is mostly desert.

Dessert: (اسم) خوردنی شیرین مزه بعد از غذای اصلی، دسر!

مثال: What are we having for dessert?

10. Envelope or Envelop

Envelope: (اسم) پاکت، لفاف.

مثال: He got a job stuffing envelopes (=filling them with letters) at the campaign headquarters.

Envelop: (فعل) پیچیدن، پوشاندن، محاصره کردن.

مثال: Mountain peaks enveloped in mist.

یکشنبه, 15 دی 1392 ساعت 09:11

انواع ترجمه

ترجمه اتفاقی است میان دو زبان که در این اتفاق مترجم  دو اصل را در  نظر میگیرد، یکی زبان مبدا و دیگری زبان مقصد و همواره از دو جهت نگرانی دارد یکی اینکه مبادا خواننده ترجمه ی او را در نیابد و دیگر اینکه پیام نویسنده بخوبی منتقل نشود. از این منظر کارشناسان دو نوع ترجمه را شناسایی و مطرح کرده اند:
1- ترجمه ی ارتباطی (communicative)  که همان ترجمه ی آزاد یا روان است.
2- ترجمه ی معنایی ( (semantic که همان ترجمه ی تحت اللفظی یا (word for word) است.

یکشنبه, 15 دی 1392 ساعت 09:00

آنچه یک مترجم باید بداند

در امر ترجمه، قوانینی وجود دارد که یک مترجم باید بداند لذا در این بخش آنچه که فکر میکنم لازم است یک مترجم انگلیسی به فارسی و یا فارسی به انگلیسی در زمینه ترجمه بداند، را در قالب خلاصه شده زیر آورده ام تا شاید از این طریق بتوانم کمکی به قشر مترجمان کرده باشم.

1- مترجم انگلیسی به فارسی و یا فارسی به انگلیسی اگر تمامی وقت خود را به ترجمه اختصاص دهد محکوم به بی سواد شدن و بی‌سواد ماندن خواهد بود. اگر مدت زمان نسبی ترجمة یک متن را شش ماه در نظر بگیریم معنی‌اش این خواهد بود که مترجم به ازای هر شش ماه تنها یک کتاب می‌خواند و این یعنی فاجعه. این فاجعه را از دو زاویه می‌توان بررسی کرد.

یکشنبه, 15 دی 1392 ساعت 08:43

فونتیک چیست؟

 آواشناسی یا فونتیک،شاخه ای از زبان شناسی است که مترجم نیز باید اطلاعات مرتبط با آن را داشته باشد تا از این طریق بتواند ترجمه ای موفق را ارئه دهد.

 آواشناسی یا فونتیک، بخش مرتبط با خصوصیات فیزیکی اصوات  در دانش زبانشناسی می‌باشد و خود به سه زیر بخش تقسیم می شود:  آواشناسی طرز گفتار،  چگونگی تولید اصوات  توسط دستگاه  آوازی (حنجره و تارهای صوتی) انسان را شرح می دهد. آواشناسی آکوستیک یا دانش اصوات ، امواج  صوتیی را که توسط دستگاه آوازی  انسان تولید می شوند، مورد مطالعه قرار می دهد. آواشناسی  حس شنوایی، چگونگی دریافت اصوات گفته شده   توسط گوش انسان را بررسی می کند. فنولوژی  یا صدا شناسی، برعکس  به  خصوصیات فیزیکی اصوات مرتبط نمی باشد، بلکه ترجیحا با چگونگی عملکرد آنها در یک زبان مشخص سروکار دارد. مثال زیر تفاوت بین فونتیک و فونولوژی را مشخص می سازد.

ترجمه خوب میتواند تعاریف مختلفی از دیدگاه افراد مختلف داشته باشد که تمامی آنها نیز کاملا درست است.

از دیدگاه بعضی از مترجمان معروف جهان: "ترجمه خوب عبارت است از نزديك‌ترين معادل در زبان مترجم براي مطلب مورد ترجمه، با حفظ مشخصات متن اصلي تا آنجا كه ظرفيت زبان اول ايجاب كند و عجيب و دور از ذهن ننمايد."
موريس نادو (Maurice Nadeau ) نیزمعتقد است :
« يك ترجمه خوب در درجه اول بايد ترجمه گونه نباشد، به عبارت ديگر مترجم با سلامت و رواني و حفظ كيفيات متن اصلي آن را به زبان دوم برگرداند".

از نظر همه ی اهل فن، ترجمه ی خوب و موفق ادبی آن ترجمه ای است که مترجم آن دارای شرایط زیر باشد و در کنار آن ترجمه خوب ترجمه ای است که بتواند به هفت پرسش اصلی پاسخ دهد. شرایطی که مترجم باید دارا باشد عبارتند از:

جمعه, 13 دی 1392 ساعت 12:13

ترجمه شعر چگونه است؟

نحوه انجام ترجمه شعر را در مصاحبه ای که با احمد پوری، یکی از موفق ‌ترین مترجمان امروز، انجام شده است، ارائه داده ایم. احمد پوری، مترجم شعرهای گوناگون میباشد و ترجمه‌ی آثار او از شاعرانی مانند حکمت، نرودا، آخماتوا و... به چاپ‌های بیش از ده دوره و یا حتی بیست دوره رسیده است که موفق بودن این آثار بی‌تردید اتفاقی نیست. پوری با پرمخاطب بودن آثارش این مساله را یادآوری میکند که مخاطب امروز هنوز علاقه‌ی خود را به شعر از دست نداده است.

 احمد پوری پاسخ این سوال را که آیا اصولا می‌توان مولفه‌های مشخصی را در ترجمه شعر از زبانی به زبان دیگر در نظر گرفت،به شرح زیر پاسخ داد:

 

جمعه, 13 دی 1392 ساعت 11:52

تاریخچه ترجمه

قابل تاسف است که تاریخچه ترجمه در ایران در بخش دانشگاهی دانشجویان مترجم بطور وسیعی و جامع گنجانده نشده و کمتر کسی از تاریخچه ترجمه در ایران مطلع است.اگر چه مترجمان علاقمند و کوشا بدلیل مطالعه آنف از تاریخچه ترجمه مطلع هستند.ما نیز در این بخش بطور اجمالی به بررسی تاریخچه ترجمه پرداخته ایم.

ترجمه متن در ایران از زمان هخامنشیان آغاز شد. وسعت شاهنشاهی هخامنشیان و ارتباطات عظیم آنها با سرزمین‌های دیگر ترجمه متن را امری لازم ساخت. کتیبه‌های هخامنشیان به سه زبان نوشته می‌شده‌است که عبارتند از: فارسی باستان، اکدی، و ایلامی.

در مراکز علمی عصر ساسانیان، مانند سلوکیه، تیسفون، و گندی‌شاپور آثار فراوانی از زبان‌های گوناگون متداول در آن روزگار همچون سانسکریت، یونانی، لاتینی، و سریانی به پهلوی ترجمه می‌شد. نخستین ترجمهٔ متن دوران ساسانیان مربوط به عصر خسرو اول انوشیروان میباشد. از نامدارترین آثاری که در این دوره ترجمه شد، ترجمهٔ پنچه تنتره یا کلیله و دمنه از سانسکریت به فارسی پهلوی است که شهرت بسیاری نیز دارد . 

جمعه, 13 دی 1392 ساعت 11:33

فرآیند ترجمه کردن بخش 2

بخش دوم فرایند ترجمه را به  دو قسمت بسیار اساسی طبقه بندی میکنند که عبارتست از:
1.رمزگشایی معنایی متن مبدا
2.کدگذاری دوباره این معنا در زبان مقصد
در این فرایند  که بظاهر آسان است، در واقع عملیات پیچیده‌ای واقع شده است. به منظور رمز گشایی معنای متن مبدا، مترجم متن باید قابلیت تفسیر و تجزیه و تحلیل تمام ویژگی‌های متن را داشته باشد. یک فرایند که احتیاج به دانش عمیقی از دستور زبان مبدا و مقصد، جمله‌شناسی نحوی، معناشناسی و اصطلاحات از زبان مرجع دارد.همچنین به همان اندازه باید دانش مربوط به فرهنگ صحبت کنندگان آن زبان را نیز داشته باشد. آنقدر که آشنایی با فرهنگ هر دو زبان برای مترجم متن لازم و ضروری است،هیچ چیزی هم رتبه با آن وجود ندارد.پس مترجم متن موفق باید اطلاعات کافی را در مورد فرهنگ زبان مقصد و مبداء کسب کند.

چهارشنبه, 11 دی 1392 ساعت 11:47

اصول ترجمه

اصول ترجمه
ترجمه نیز مانند تمام زمینه های علمی دیگر دارای اصول خاصی است که چنانچه آنها را رعایت نمایید، مسلما در گروه مترجمان موفق قرار خواهید گرفت.
قانون اول در ترجمه این است که دایره لفات وسیعی داشنه باشید.هر چقدر که دایره لغاتتان بیشتر باشد،قدرت ترجمه بیشتری خواهید داشت بنابراین هر وقت آزادی که دارید را اختصاص به مطالعه کتابهای زبان اصلی بدهید.به باد داشته باشید که دو نوع ترجمه داریم:اول ترجمه کلمه به کلمه یا بعبارتی ترجمه تحت الفظی است که در آن باید فقط فعل ها را در جای خود بگذارید و این که از لحاظ دستوری درست باشد و دومی اینکه در متن اصلی دخالت کنید و بعبارتی به نوشته بال و برگ دهید. در این نوع ترجمه علاوه بر ترجمه ی کلمه به کلمه باید بتوانید با توجه به موضوع نوشته،ساختار رسمی آنرا رعایت کنید .
در کل برای اینکه بتوانید یک ترجمه ی خوب داشته باشید، اول باید به قواعد دستوری دو زبان تسلط کامل داشته باشید و دایره ی لغات بسیار وسیعی از هر دو زبان به خصوص زبان انگلیسی داشته باشید و اینکه بدانید کلمات آن زبان در انواع متن ها به چه معانی مختلفی میتواند باشد و در آخر به تفاوت دستوری دو زبان باید خیلی توجه داشت.

صفحه 1 از 2

فرم برآورد هزینه

  1. نام و نام خانوادگی*
    لطفا نام خود را وارد نمایید.
  2. ایمیل*
    لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.
  3. تلفن*
    لطفا تلفن خود را وارد نمایید.
  4. بارگزاری متن
    اشکال در بارگزاری فایل
  5. حوزه متن
    Invalid Input
  6. تاریخ تحویل*
    تاریخ تحویل را وارد کنید.
  7. توضیحات
    Please let us know your message.
  8. کد امنیتی*
    Invalid Input

حاضرین در سایت

در حال حاضر 55 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند