در ترجمه ی ترجمه فارسی به انگلیسی چگونه کلماتی را باید انتخاب کنیم :

کسانی که در زمینه ی ترجمه ی زبان انگلیسی آشنایی دارند می دانند که چه در زمینه ی ترجمه انگلیسی به فارسی یا در زمینه ی ترجمه فارسی به انگلیسی با کلماتی برخورد می کنند که از نظر لغوی یا آوایی بسیار شبیه اند ولی معنای متفاوتی دارند .در نتیجه ی شباهت این کلمات احتمال اشتباه در استفاده از این کلمات وجود دارد .

با اینکه امروزه اکثر ویرایشگرها نظیر World می توانند غلط­ های املائی را اصلاح کنند  اما این نرم­ افزارها نیز نمی­ توانند چنین کلماتی را برای کاربر تصحیح نمایند. زیرا ظاهر کلمه خالی از اشتباه اما نقش آن در جمله غلط است. در ادامه می­ توانید چند نمونه از این لغات را مشاهده نمائید.

انتخاب کلمات در ترجمه فارسی به انگلیسی

1. Besides or Besides?

Beside: (حرف اضافه) کنار یا نزدیک چیزی یا کسی بودن.

مثال:  John came up and sat beside me.

Besides: (حرف اضافه) (قید) علاوه بر این، گذشته از.

مثال: (قید) I need the money. And besides, when I agree to do something, I do it.

مثال: (حرف اضافه) People choose jobs for other reasons besides money.

2. Experiment or Experience?

Experiment: (اسم) آزمایشی که برای تعیین صحت و سقم یک ایده به­ کار می رود. آزمون علمی تحت شرایط معین روی یک شی مشخص.

مثال: Many small birds guide themselves by the stars, as has been verified by experiment.

Experience: (اسم) دانشی که از انجام یک کار یا تجربه ای که در طی دوره­ ای از زندگی به­ دست می­ آید.

مثال: You've got a lot of experience of lecturing.

Being a parent isn't easy, as I know from experience.

3. Clothes or Cloths?

Clothes: (اسم) لباس و پوشاک.

مثال: I enjoy shopping for new clothes.

Cloths: (اسم) پارچه ای است که برای دوختن البسه به کار می رود.

مثال: A dress of the finest silk cloth

4. Shadow or Shade?

این دو کلمه به­ ظاهر در فارسی یک معنی (سایه) دارند. تفاوت ظریف این دو کلمه در جمله مشخص می­شود.

Shadow: (اسم) سایه ای که در اثر تابیدن نور خورشید بر شی یا کسی ایجاد می­ شود.

مثال: She saw his shadow on the wall.

Shade: (اسم) محیط خنک و تاریک­ تری که انسان را در برابر نور خورشید حفظ کند.

مثال: Let's eat our lunch in the shade.

5. Last or Latest?

Last: (صفت) آخرین و نهایی. یعنی موصوف مورد نظر ادامه­ ای نخواهد داشت.

مثال: I took the last train to New York.

Latest: (صفت) جدیدترین و تازه­ ترین.

مثال: His latest film is one of the funniest he's ever made.

6. Lose or Loose?

Lose: (فعل) معانی مختلفی دارد از جمله «گم کردن» یا «جا گذاشتن».

مثال: I've lost the tickets for tonight's show.

Loose: (صفت) شُل، گشاد، آزاد و لق. این کلمه معانی مختلف بسیاری دارد که البته هیچ کدام از آن معانی، به Lose شبیه نیست!

مثال: His tooth feels very loose.

Your trousers are very loose!

7. Some time or Sometimes

Some time: (قید) یک موقعی. برای اشاره به یک زمان در آینده نامشخص استفاده می­ شود.

مثال: Let's meet for coffee some time.

Sometimes: (قید) انجام گاه به گاه و غیر منظم کاری.

مثال: Sometimes, Grandma would tell us stories about her childhood in Italy.

8. Fell or Felt

Felt: (فعل) شکل گذشته فعل Feel.

مثال: I felt like I'd really achieved something.

Fell: (فعل) شکل گذشته فعل Fall.

مثال: The book fell from his hands.

9. Dessert or Desert

Desert: (اسم) بیابان، منطقه خشک، کویر

مثال: This area of the country is mostly desert.

Dessert: (اسم) خوردنی شیرین مزه بعد از غذای اصلی، دسر!

مثال: What are we having for dessert?

10. Envelope or Envelop

Envelope: (اسم) پاکت، لفاف.

مثال: He got a job stuffing envelopes (=filling them with letters) at the campaign headquarters.

Envelop: (فعل) پیچیدن، پوشاندن، محاصره کردن.

مثال: Mountain peaks enveloped in mist.

بازدید 9997 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

فرم برآورد هزینه

  1. نام و نام خانوادگی*
    لطفا نام خود را وارد نمایید.
  2. ایمیل*
    لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.
  3. تلفن*
    لطفا تلفن خود را وارد نمایید.
  4. بارگزاری متن
    اشکال در بارگزاری فایل
  5. حوزه متن
    Invalid Input
  6. تاریخ تحویل*
    تاریخ تحویل را وارد کنید.
  7. توضیحات
    Please let us know your message.
  8. کد امنیتی*
    Invalid Input

حاضرین در سایت

در حال حاضر 96 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند