زبانهای سخت برای ترجمه
بسیاری تصور میکنند که ترجمه تنها جایگزینی کلمات از زبانی به زبان دیگر است، اما مترجمان حرفهای میدانند که برخی زبانها مانند یک هزارتوی پیچیده هستند. سختی یک زبان برای ترجمه لزوماً به تعداد واژگان آن بستگی ندارد، بلکه به ساختار گرامری، بافت فرهنگی و ظرافتهای معنایی مربوط میشود. در این مقاله، سختترین زبانهای جهان برای مترجمان را بررسی میکنیم.
۱. زبان چینی (ماندارین)
چینی به دلایل متعددی کابوس مترجمان تازهکار است:
-
تکیه بر لحن (Tonal Language): یک کلمه واحد با چهار لحن مختلف، چهار معنای کاملاً متفاوت دارد. در ترجمه شفاهی، یک اشتباه کوچک در تن صدا میتواند معنای جمله را از «مادر» به «اسب» تغییر دهد!
-
نویسهها (Characters): برخلاف الفبای فونتیک، نویسههای چینی حامل مفاهیم بصری و تاریخی هستند که معادلسازی آنها در زبانهای غربی بسیار دشوار است.
-
اصطلاحات چهار حرفی (Chengyu): چینیها هزاران اصطلاح چهار حرفی دارند که هر کدام به یک داستان اساطیری یا تاریخی اشاره دارد. ترجمه اینها بدون توضیح اضافه تقریباً غیرممکن است.
۲. زبان عربی
عربی یکی از غنیترین و در عین حال چالشبرانگیزترین زبانها برای ترجمه است:
-
وسعت دایره واژگان: برای کلماتی مثل «شتر»، «عشق» یا «شمشیر»، صدها واژه با تفاوتهای بسیار جزئی وجود دارد. انتخاب دقیقترین معادل که بار عاطفی و معنایی درست را منتقل کند، هنر مترجم است.
-
تفاوت میان فصیح و عامیانه: فاصله بین عربی مدرن استاندارد (MSA) و لهجههای محلی (مثل مصری یا لبنانی) به قدری زیاد است که گاهی شبیه به دو زبان متفاوت عمل میکنند.
۳. زبان ژاپنی
در زبان ژاپنی، آنچه گفته نمیشود به اندازه آنچه گفته میشود اهمیت دارد:
-
زبان احترام (Keigo): ژاپنیها بسته به جایگاه اجتماعی مخاطب، از ساختارهای گرامری و واژگان کاملاً متفاوتی استفاده میکنند. مترجم باید به خوبی از سلسلهمراتب اجتماعی آگاه باشد تا لحن مناسب را پیدا کند.
-
ابهام ساختاری: در بسیاری از جملات ژاپنی، فاعل حذف میشود. مترجم باید از طریق بافت متن (Context) حدس بزند که چه کسی در حال انجام کار است.
۴. زبان فنلاندی و مجاری (زبانهای پیوندی)
این زبانها از خانواده زبانهای هندواروپایی نیستند و گرامر عجیبی دارند:
-
پسوندهای بیپایان: در فنلاندی، یک کلمه میتواند با اضافه شدن ده ها پسوند، معنای یک جمله کامل را به خود بگیرد.
-
عدم شباهت ریشهای: برخلاف انگلیسی و فرانسوی که کلمات مشترک زیادی دارند، ریشه کلمات در این زبانها برای یک مترجم فارسیزبان یا انگلیسیزبان کاملاً بیگانه است.
مقایسه سطح دشواری پارامترهای زبانی
در جدول زیر، دلیل اصلی سختی برخی زبانها را از دیدگاه ترجمه مشاهده میکنید:
| زبان | چالش اصلی | سطح دشواری (۱ تا ۵) |
| چینی | نویسهها و بارهای معنایی تاریخی | ۵ |
| عربی | ریشهشناسی و تنوع واژگان | ۴.۵ |
| ژاپنی | سطوح ادب و ابهام در فاعل | ۴.۵ |
| ایسلندی | حفظ ساختارهای باستانی و اصالت | ۴ |
| کرهای | نحو جمله و پسوندهای فعلی | ۴ |
۵. زبانهای بومی (مانند ناواهو یا کچوا)
این زبانها اغلب به دلیل «عدم معادل فنی» سخت هستند. وقتی زبانی برای قرنها در یک محیط جغرافیایی خاص و ایزوله رشد کرده باشد، واژگانی برای مفاهیم مدرن تکنولوژی یا فلسفه غرب ندارد. در اینجا مترجم باید دست به «خلق واژه» یا «توصیف مفهومی» بزند.
نتیجهگیری
سختی یک زبان برای ترجمه همیشه نسبی است؛ برای یک فارسیزبان، ترجمه از عربی ممکن است راحتتر از ترجمه از روسی باشد. با این حال، زبانهایی که ساختار فکری متفاوتی با زبان مقصد دارند، همواره نیازمند فراتر رفتن از واژهنامه و درک عمیق روح آن زبان هستند.
داستانهای جالب از دنیای ترجمه
مجله مترجمان محتوای آموزشی و مفید در سایت مجله مترجمان
